نانولولهها به دو دسته تك جداره (SWNT) و چند جداره (MWNT) تقسيم ميشوند، نانو لوله هاي تك جداره نيز بر حسب آرايش اتمهاي كربني مقطع لوله به سه دسته مهم دسته صندلي (Armchair) و كايرال( chiral ) كه داراي خاصيت فلزي هستند و زيگزاگ (Zigzag) كه خاصيت نيمهرسانايي دارد، تقسيم ميشوند.

(n,0) Zig-Zag
(n,n)
armchair
chiral
نانولولههاي كربني تك جداره فقط از كربن و يك ساختارساده (ورقهاي از شش ضلعيهاي منظم) تشكيل شدهاند. برخي پيشبينيها حاكي از آن است كه تك جداره ها ميتوانند رسانا يا نيمهرسانا باشند. اين هدايت الكتريكي بالا بستگي به هندسه دقيق اتمهاي كربن دارد. از آغاز كار روي تك جداره ها از آن ها به عنوان يك پديده تك بعدي نام برده ميشد تا اين كه اين نظريه مرحله به مرحله پيشرفت كرد. علت علاقه به اين نانولولههاي تك جداره و تلاش براي جايگزين كردن آن ها در صنعت، بر اساس محاسبات نظري و تأثيرات آزمايشگاهي، بر خصوصيات عالي مكانيكي و رسانايي الكتريكي آن ها مانند فلزات ميباشد. البته توليد نانو لوله هاي تك جداره داراي هزينه بالايي است و توليد به همراه پايدار كردن خصوصيات آن ها در حين فراوري پليمر- نانولوله مشكل ميباشد. هر چند نانولولههايي كه با استفاده از تكنيك لانگهوري- بلاجت كه شامل حركاتي افقي و عمودي شبيه نقاشي سنتي ژاپن ميباشد توليد شدهاند، علاوه بر اين كه ثابت نگه داشته ميشوند- توسط ژلاتين و تشكيل نانوژل كربني- از لحاظ نوري نيز يكدست و همگن و از لحاظ ساختاري قابل كنترل ميباشند.
بر عكس در دسترس بودن و تجاري بودن نانولولههاي كربني چند جداره باعث شده كه پيشرفتهاي بيشتري در اين زمينه داشته باشيم تا حدي كه محصولاتي در آستانه تجاريشدن توليد شده است. به عنوان مثال از نانولولههاي كربني چند جداره (جايگزين كربن بلك Carbon-black) در پودرهاي رنگ استفاده شده است.
يكي از معايب نانولولههاي چند جداره نسبت به تك جداره اين است كه استحكامدهي آن ها كمتر ميباشد زيرا پيوندهاي صفحات داخلي ضعيف ميباشند. اما از آنجا كه در حال حاضر كاربردهاي نانولولهها در تقويت پليمرها باعث بهبود خواص گرمايي و الكتريكي ميشود تا بهبود خواص مكانيكي، كاربرد نانولولههاي كربني چند جداره بسيار زياد ميباشد. ازطرفي تكنيكهاي موجود نيز براي توليد نانولولههاي تك جداره به اندازه كافي بازدهي ندارد و خلوص لازم را نيز به همراه نمي آورد. تخليص اين مواد بسيار زحمتآور است و در نهايت ممكن است به ساختار نانولوله صدمه نيز بزند.
روشهاي توليد نانو لوله هاي کربني
بعد از آن كه در سال 1991 ايجيما اولين نانولوله را دركربن دودهاي حاصل از تخليه قوس الكتريكي مشاهده كرد، محققان زيادي در جهت بسط و گسترش روشهاي رشد برآمدهاند تا بتوانند مواد خالصتر با خواص كنترل شده مورد نظر توليد كنند. اما با آن كه روشهاي زيادي براي توليد نانولولههاي كربني ارائه شده است، سنتز آن ها در دماي اتاق تاكنون به صورت مشكلي لاينحل باقي مانده است. دانشمندان تاكنون اين مواد را در محدوده دمايي 200 تا700 درجه سانتيگراد با بازده كمتر از 70 درصد و حتي پس از چندين بار خالصسازي با درجهخلوص حداكثر 95 -70 درصد توليد كردهاند. در زير چند روش عمده در سنتز نانولولهها مورد بحث اجمالي قرار ميگيرد. بدون شك بهينه سازي و كنترل اين روشها ميتواند توان بالقوهنانولولهها را پديدار نمايد.
3-1 روش تخليه قوس
در اين روش اتمهاي كربن به وسيله عبور جريان بالا از دو قطب آندو كاتد در داخل پلاسماي گاز هليم داغ شده و بخار ميشوند.
3-2 روش تابش ليزر
در اين روش پالسهاي قوي شده اشعه ليزر به طرف يك هدف كربني كه شامل 5 درصد اتمي نيكل و كبالت است پرتاب ميشوند.
3-2 رسوب بخار شيميايي (CVD)
اين روش شامل حرارت دادن مواد كاتاليزوري تا درجه حرارت هاي بالا در يك كوره لولهاي شكل و عبور يك گاز هيدروكربني در سراسر لوله براي يك مدت زمان معين ميباشد.
دو روش تخليه قوس و تابش ليزر براي زمان طولاني، روشهاي تقريباً كاملي براي توليد نانولولههاي تك جداره بودند. اما از آنجايي كه هر دو روش مبتني بر بخار اتمهاي كربن درون محفظه كوچك هستند اولاً ميزان توليد نانولوله پايين ميباشد، ثانياً نانولولههايي كه به صورت تبخيري تهيه ميشوند به صورت در هم پيچيده هستند؛در اين صورت براي خالص و تميز كردن آن ها با مشكل مواجهاند. روش رسوب بخار نيز با چالشهايي مواجه است چرا كه براي توليد نانولولههاي كربني چند جداره چگالي بالايي از عيوب در ساختارشان به وجود ميآيد. اين عيوب به خاطر دماي پايين رشد ميباشد كه مقدار انرژي لازم براي بازپخت (آنيل) نانولوله و تكميل ساختارش را فراهم نميكند. همچنين اين روش منجر به مداري شامل هر نوع نانولولههاي هادي و نيمههادي ميشود. همچنين رشد نانولولهها دلخواه بوده و قطر آن ها بزرگ است در حالي كه نانولولههاي با قطر كمتر در كليد زني مناسبترند. با اين وجود تمركز محققان بر روي روش رسوبدهي بخار است زيرا توليد انبوه در حد كيلوگرم را ميسر ميسازد و ميتوان كنترل قابل قبولي بر مكانيزم رشد داشت.

كاربردهاي نانولولههاي کربني
وجود يك سري مختصات ويژه نانولولههاي كربني، آن ها را به انتخاب ايده آلي براي بسياري از كاربردها تبديل كرده است.
امروزه در روند تحقيق درباره نانولولهها توجه و تعمق ويژهاي بر روي استفاده از آن ها در ساخت ابزارها متمركز شده است. اكثر پژوهشگراني كه در دانشگاهها و آزمايشگاههاي تحققاتي سرتاسر دنيا بر روي نانولولهها كار ميكنند با خوشبيني پيشبيني ميكنند كه در آيندهاي نزديك نانولولهها كاربردهاي صنعتي وسيعي خواهند داشت.
هماكنون امكان ساخت ابزارهاي بسيار جالبي وجود دارد، اما در خصوص موفقيت تجاري آن ها، بايد در آينده قضاوت كرد. تقريباً تمام مقالات به طور ضمني به كاربرد نانولولهها و بهرهبرداري تجاري از آن ها در آينده اشاره دارند. آينده كاربرد نانولولهها در بخش الكترونيك روشن است؛ خواص الكتريكي و پايداري شيميايي بي بديل نانولولهها به طور قاطع ما را به سمت استفاده از اين خواص سوق خواهد داد. بنابراين در ادامه به شرح چند مورد از حوزههاي مهم كاربرد نانولولهها مي پردازيم.

4-1) ترانزيستورها
نانولولهها در آستانه كاربرد در ترانزيستورهاي سريع هستند، اما آن ها هنوز هم در اتصالات داخلي استفاده ميشوند. بسياري از طراحان دستگاهها تمايل دارند به پيشرفتهايي دست يابند كه آن ها را به افزايش تعداد اتصالات داخلي دستگاهها در فضاي كوچك تر، قادر نمايد. ترانزيستورهاي ساخته شده از نانولولهها داراي آستانه ميباشند (يعني سيگنال بايد از يك حداقل توان برخوردار باشد تا ترانزيستور بتواند آن را آشكار كند) كه ميتوانند سيگنالهاي الكتريكي زير آستانه را در شرايط اختلال الكتريكي يا نويزآشكار و رديابي نمايند. همچنين از آنجايي كه ضريب تحرك، شاخص حساسيت يك ترانزيستور براي كشف بار يا شناسايي مولكول مجاور ميباشد، لذا ضريب تحرك مشخص ميكند كه قطعه تا چه حد ميتواند خوب كار كند. ضريب تحرك تعيين ميكند كه بارها در يك قطعه چقدر سريع حركت ميكنند و اين نيز سرعت نهايي يك ترانزيستور را تعيين مينمايد.
لذا اهميت استفاده از نانولولهها و توليد ترانزيستورهاي نانولولهاي با داشتن ضريب تحرك برابر با 100 هزار سانتيمتر مربع بر ولت ثانيه در مقابل سيليكون با ضريب تحرك 1500 سانتيمتر مربع بر ولت ثانيه و اينديم آنتيمونيد (بالاترين ركورد بدست آمده تا به امروز) با ضريب تحرك 77 هزار سانتيمتر مربع بر ولت ثانيه بيش از پيش مشخص ميشود.

4-2) حسگرها
حسگرها ابزارهايي هستند كه تحت شرايط خاص، از خود واكنشهاي پيشبيني شده و مورد انتظار نشان ميدهند. شايد دماسنج را بتوان جزء اولين حسگرهاي كه بشر ساخت به حساب آورد. با توجه به وجود آمدن وسايل الكترونيكي و تحولات عظيمي كه در چند دهه اخير و در خلال قرن بيستم به وقوع پيوسته است، امروزه نياز به ساخت حسگرهاي دقيقتر، كوچك تر و با قابليتهاي بيشتر احساس ميشود.
حسگرهايي كه امروزه مورد استفاده قرار ميگيرند، داراي حساسيت بالايي هستند به طوري كه به مقادير ناچيزي از هر گاز، گرما يا تشعشع حساسند. بالا بردن درجه حساسيت، بهره و دقت اين حسگرها نياز به كشف مواد و ابزارهاي جديد دارد. با آغاز عصر نانوفناوري، حسگرها نيز تغييرات شگرفي خواهند داشت. يكي از نامزدهاي ساخت حسگرها، نانولولهها خواهند بود. با نانولولهها ميتوان، هم حسگر شيميايي و هم حسگر مكانيكي ساخت. به خاطر كوچك و نانومتر بودن ابعاد اين حسگرها، دقت و واكنش آن ها بسيار زياد خواهد بود، به گونهاي كه حتي به چند اتم از يك گاز نيز واكنش نشان خواهند داد.
تحقيقات نشان ميدهد كه نانولولهها به نوع گازي كه جذب آن ها ميشود حساس مي باشند؛ همچنين ميدان الكتريكي خارجي، قدرت تغيير دادن ساختارهاي گروهي از نانولولهها را دارد؛ و نيزمعلوم شده است كه نانولولههاي كربني به تغيير شكل مكانيكي از قبيل كشش حساس هستند. گاف انرژي نانولولههاي كربني به طور چشمگيري در پاسخ به اين تغيير شكلها ميتواند تغيير كند. همچنين ميتوان با استفاده از مواد واسط، مانند پليمرها، در فاصله ميان نانولولههاي كربني و سيستم، نانولولههاي كربني را براي ساخت زيست حسگرها نيز توسعه داد. تحقيق در زمينه كاربرد نانولولهها در حسگرها در حال توسعه و پيشرفت است و مطمئناً در آيندهاي نه چندان دور شاهد بكارگيري آن ها در انواع مختلف حسگرها (مكانيكي، شيميايي، تشعشي، حرارتي و ..) خواهيم بود.

4-3) نمايشگرهاي گسيل ميداني
بسياري از متخصصان بر اين باورند كه فناوري نمايشگرهاي با صفحه تخت امروزي از نظر هزينه، كيفيت و اندازه صفحه نمايش، براي مصارف خانگي مناسب نيستند. آن ها معتقدند كه با استفاده از نمايشگرهايي كه از نانولولههاي كربني به عنوان منبع انتشار استفاده ميكنند، مي توانند اين مشكلات را بر طرف كنند .
نانولولههاي كربني ميتوانند عنوان بهترين گسيل كننده ميداني را به خود اختصاص داده و ابزارهاي الكتروني با راندمان وكارايي بالاتري توليد كنند. خصوصيات منحصر به فرد اين نانولولهها، توليدكنندگان را قادر به توليد نوعي جديد از صفحه نمايشهاي تخت خواهد ساخت كه ضخامت آن ها به اندازه چند اينچ بوده و نسبت به فناوريهاي فعلي از قيمت مناسبتري برخوردار باشد. به علاوه كيفيت تصوير آن ها هم به مراتب بهتر خواهد بود.
در پديده گسيل ميداني، الكترونها با استفاده از ولتاژ اندك از فيلمهاي ضخيم داراي نانولوله به سمت صفحه نمايش پرتاب شده و باعث روشن شدن آن ميشوند. هر نقطه از اين فيلم، يك پرتاب كننده الكترون (تفنگ الكتروني) كوچك است كه تصوير را روي صفحه نمايش ايجاد ميكند. ولتاژ لازم براي نمايشگر گسيل ميداني از طريق صفحه نمايش صاف متكي بر نانولوله نسبت به آنچه به صورت سنتي در روش اشعه كاتدي استفاده ميشد، كمتر ميباشد و اين نانولولهها با ولتاژ كمتر، نور بيشتري توليد ميكنند.

4-4) حافظههاي نانولولهاي
به دليل كوچكي بسيار زياد نانولولههاي كربني (كه در حد مولكولي است)، اگر هر نانولوله بتواند تنها يك بيت اطلاعات در خود جاي دهد، حافظههايي كه از اين نانولولهها ساخته ميشوند ميتوانند مقادير بسيار زيادي اطلاعات را در خود ذخيره نمايند. با در نظر داشتن اين مطلب، بسياري از محققان در حال كار بر روي ساخت حافظههاي نانولولهاي ميباشند؛ بنابراين رؤياي ساخت رايانههاي با سرعت بالا عملي خواهد شد.

۴-5) استحكامدهي كامپوزيتها
توزيع يكنواخت نانولولهها در زمينه كامپوزيت و بهبود چسبندگي نانولوله با زمينه در فرآوري اين نانوكامپوزيتها از موضوعات بسيار مهم است.
شيوه توزيع نانولولهها در زمينه پليمري از پارامترهاي مهم در استحكامدهي به كامپوزيت ميباشد. آنچه از تحقيقات بر ميآيد اين است كه استفاده از خواص عالي نانولولهها در نانوكامپوزيتها وابسته به استحكام پيوند فصل مشترك نانولوله و زمينه ميباشد. نكته ديگر آنكه خواص غير همسانگردي نانولولهها باعث ميشود كه در كسر حجمي كمي از نانولولهها رفتار جالبي در اين نانوكامپوزيتها پيدا شود.
از كاربردهاي ديگر نانو لوله ها مي توان به امكان ذخيره هيدروژن در پيلهاي سوختي، افزايش ظرفيت باتريها و پيلهاي سوختي، افزايش راندمان پيلهاي خورشيدي، جليقههاي ضدگلوله سبك و مستحكم، كابلهاي ابررسانا يا رساناي سبك، رنگهاي رسانا، روكشهاي كامپوزيتي ضد رادار، حصار حفاظتي الكترومغناطيسي در تجهيزات الكترونيكي، پليمرهاي رسانا، فيبرهاي بسيار مقاوم، پارچه هاي با قابليت ذخيره انرژي الكتريكي جهت راه اندازي ادوات الكتريكي، ماهيچههاي مصنوعي با قدرت توليد نيروي 100 مرتبه بيشتر از ماهيچههاي طبيعي، صنايع نساجي، افزايش كارايي سراميكها، مواد پلاستيكي مستحكم، تشخيص گلوكز، محلولي براي اتصال دروني تراشههاي بسيار سريع، مدارهاي منطقي و پردازندههاي فوق سريع، كمك به درمان آسيبديدگي مغز، دارورساني به سلولهاي آسيب ديده، از بين بردن تومورهاي سرطاني، تجزيه هيدروژن، ژندرماني، تصويربرداري، SPM، FEM، محافظ EMT، حسگرهاي شيميايي ، SET و LED، پيلهاي خورشيدي و نهايتاً LSI اشاره كرد. البته در چند مورد اخير بيشتر از نوع تك جداره آن استفاده ميشود.
لذا اين فناوري با اين گستره كاربردها ميتواند در آيندهاي نه چندان دور بازار بزرگي را به خود اختصاص داده و زندگي بشر را تحت تأثير خود قرار دهد.
در پايان در پاسخ به اين سؤال كه چرا دانشمندان به فناوري نانو روي آورده وميخواهند بر تمام مشكلات جابهجايي اتم فائق آيند ميتوان گفت که تغييرات در مقياس نانومتري بر خواص موج گونه الكترونهاي درون مواد اثر ميگذارد لذا با جابه جا كردن اتمها در اين مقياس ميتوان خواص اصلي مواد (به عنوان مثال دماي ذوب، اثرات مغناطيسي، ظرفيت بار) را بدون تغيير كلي تركيب شيميايي مواد دگرگون ساخت.